مصطفی شعاعیان: سیاستِ جبهه‌ای، استالینیسم، و نقش روشنفکران در ایران*
دوشنبه ، 15 مهر 1392 ، 11:55

چکیده
این نوشتار نگاهی دارد به رویکرد تحلیلی و نظری مصطفی شعاعیان (۱۳۵۴ -۱۳۱۴) از تجربه‌ی تلخ و ناکامش، در اوان دهه‌ی ۱۳۵۰، در همزیستی و همکاری کوتاه با چپ رزمنده‌ی ایران. نخست فشرده‌ای از زندگی‌ شعاعیان او را در متن گروه‌های چپ رزمنده‌ی زمانه‌اش قرار می‌دهد. پس از اشاره به رابطه‌ی سازمانی کوتاه و پُر تنش او با چریک‌های فدائی خلق، نوشتار حاضر به آسیب‌شناسیِ شعاعیان از استالینیسمِ چیره بر چپ ایران می‌پردازد و موضوع نقش روشنفکران انقلابی را در این زمینه پیش می‌کشد. روشن است که نقد شعاعیان از چپ رزمنده‌ی زمانه‌ی خود همانا از رویکرد جبهه‌ای وی به دگرگشت سیاسی و نیز از مطالعه‌ی تاریخی او در مورد جنبش جنگل و جمهوری گیلان برمی‌خیزد. از آن گذشته، بررسی نوشته‌های شعاعیان نشانگر آن است که می‌توان رویکرد انتقادی به چپ داشت و همچنان در موضعِ چپِ رادیکال ماند، و این خود بازگوکننده‌ی چندگانگی درونی اندیشه‌های چپ در ایران (و جاهای دیگر) است، تنوعی ناگزیر و برآمده از ساختار اجتماعی چندلایه و چندگانه‌ی ایران، پدیده‌ای که ساختارِ حزبیِ مفردگرا و خودمحور به سختی با آن کنار می‌آید، و تجربه‌ی شعاعیان و بازتاب‌هایش بی‌تردید نشانگرِ حضورِ چنین تنوعی در چپ ایران در دهه‌ی پنجاه هستند.

دغدغه‌ی این جُستار تاریخنگارانه نیست، هر چند هیچ خوانشی از دوره‌های گذشته را نمی‌توان بیرون از زمینه‌های تاریخی این دوره‌ها ارائه داد. به عنوان یک نظریه‌پرداز جنبش‌های اجتماعی، رویکردِ من به شعاعیان برخاسته از دغدغه‌ای تئوریک است در مورد چرخش دوره‌های تاریخی که در هر یک از آن‌ها، برای زمانه‌ای چند، گونه‌ای نگرش، ایدئولوژی، رویکرد، و «حقیقت» روشن‌ترـ ‌ازـ ‌آفتاب می‌شوند و کنشِ نسلی را در آغوشِ افق خویش می‌کشند و بدان هویتی ویژه و دوره‌ای می‌بخشند. پس جُستارِ پیش‌رو در جستجوی یافتن لحظه‌ای تاریخی و نظری در زمینه‌ی جنبش رهائی‌بخش مردم و جنگ چریکی شهری در ایران است ــ لحظه‌ای که در آن حقیقت پیش‌داده‌ی و چیره‌ی یک دوره مورد تردید قرار می‌گیرد. پس «مصطفی شعاعیان» نه تنها نام «چریک تنها» که نیز نام لحظه‌ای است تاریخی که در آن،‌ هنگامی که در گفتمان انقلابی روشنفکری ایران تردیدی در داده‌ها و پیش‌فرض‌های مارکسیستی جایز نبود، برخی از آنچه «حقیقت» و بدیهی انگاشته می‌شد، مورد تردید قرار گرفت.
فراتر از زمینه و زمانه‌ی شعاعیان که بنگریم، چندگانگی ِناگزیرِ اندیشه‌ی دادخواهانه و دگرگونی‌خواهانه‌ی چپ در دنیای پساکمونیستی امروز ـ از جبهه‌ی چپ روسیه تا زاپاتیست‌های چیاپاس در جنوب مکزیک تا گروه‌های مخالف جهانی‌سازی سرمایه‌داری در کشورهای اروپائی تا فوروم اجتماعی جهانی و جنبش‌های دادخواهی اکولوژیک ـ به درکی تازه راه می‌بَرَد، درکی که نسل کنونی کنشگران دادخواهِ اجتماعی آن را نمایندگی می‌کنند: امروز چپ بیش‌تر گونه‌ای شیوه‌ی زندگی است تا ایدئولوژی استخراجی از منابع کهنه شده‌ی سده‌های پیشین، و سیاست برای چپ امروز نه سیاستِ شیفته‌ی قدرت و پس سرنگونی‌خواه، بل سیاستی فرهنگی است بر اساس شبکه‌سازی‌های اجتماعی و آغازِ ساختن دنیائی نو از همین امروز با امکان‌ها و توانائی‌های موجود و از دل آفرینش اکسپریمنت‌های اجتماعی. از این روست، که به دیدِ من، بازگشت به آخرین نسلِ چپِ پیش از فروپاشی سوسیالیسمِ حکومتی و خواندن شعاعیان و دیگر متن‌های به حاشیه رانده شده در ادبیات چپ (در هر کجای دنیا) می‌تواند به درکی بهتر از پیش‌زمینه‌های فکریِ چالش دگرگونی‌خواه در دنیای امروز یاری رساند.
شعاعیان نویسنده‌ی در حدود ۲۰۰۰ برگ آثار تاریخی، تئوریک، انتقادی، خاطرات، شعر، داستان کوتاه، نامه‌های سرگشاده، گزارش، و بررسی تحلیلی سیاست‌ها و خط مشی‌‌هاست ــ آثاری که در سخت‌ترین شرایط اما با چیره‌دستی‌ در استفاده از سیستم واژگان نامتعارفی نوشته شده‌اند که در برابر نظام واژگانی ويژه‌ی چپ آن زمان می‌ایستند و گفتمانِ ایدئولوژیکِ چیره بر چپ را به چالش می‌کشند. یکتائی شعاعیان و رویکرد نقادانه‌اش سبب شده‌اند که کارهای او تا امروز نیز عملاً مطالعه نشده بمانند.
از آنجا که امروز گوشه‌های گوناگونِ زندگیِ سیاسیِ شعاعیان دیگر به خوبی روشن شده‌اند، نوشتار حاضر تنها تا آنجا که به زمینه‌ی فکری موضوعِ این نوشتار مربوط است به زندگی شعاعیان می‌پردازد. خوانندگان کنجکاو می‌توانند زندگی سیاسی مصطفی شعاعیان را در آثار منتشر شده، به ویژه به سرگذشت‌نامه‌ی گسترده‌ی وی، بخوانند.

 جهت مطالعه کامل مقاله کلیک نمایید